انجمن شاعران مرده..!
آن داغ ننگ خورده که میخندید بر طعنه های بیهده،من بودم گفتم: که بانگ هستی خود باشم اما دریغ و درد که "زن" بودم صدای خنده های گرمت جان جهان را تازگی می بخشد چه رازی هست بین من و تو کردستان، سرزمین مادری ام که هر لحظه انقدر دلتنگ می شوم از نبودنت تمام قداست و پاکیم از تو بود پر از آسمان بودم با تو پر از خنده وجودم به یکباره پر از دلتنگی میشود وقتی به روزهای با تو بودن فکر میکنم من عاشق ام عاشق ذره ذره ی خاکت عاشق نفس کشیدن در هوایت و زنان پاک دامن و مردان غیرتمندت کردستان زیباترین روزهای زندگیم در تو بود تو سرزمینی هستی که آدم را جادو میکند.. با کوه های سر به فلک کشیده ات *حیران* میمانم در زیبایی خدا با چشمه های جوشانت و آن همه سرسبزی و لطافت دلتنگ رنگینه های پاییزت هستم دلتنگ سپیدی و پاکی زمستانت دلتنگ شادمانه های بهارت چهار شنبه سوری را دوست دارم با * هه لپه رکی * به دور آتش نوروز را دوست دارم وقتی در هیاهو و شادی آغه زمان باشم وقتی ماهی و سبزه را از *ژاوه رویی ها* خریده باشم کردستان یا باز می گردم و تو را در آغوش میگیرم یا می میرم و من را در آغوش میگیری... داگیرکه ری دل پر له قین دره نده ی بی ویژدان و دین ناتوانی واکه ی کورد نه بین هه ر کورد بوین و هه ر کورد ئه بین له پیش ئاگر په رستی دا له پیش موسلما نیتیدا له دیلی و له سه ربه ستیدا هه ر کورد بوین و هه ر کورد ئه بین نه عه ربم نه ئیرانیم نه تورکیکی شاخستانیم نه ک من هه ر خوم میژوش ئه لی که کوردم و کوردستانیم نه نه نگی یه و نه پیاوه تی جیاوازی نه ته وایه تی بریاره میژو داویه تی که کورد بین و هه ر کورد ئه بین گه لان هه موو برای منن هه ر زوردارانم دوژمنن داوای ولاتی که س ناکه م په نجه بو مافی که س نابه م بو مافی گه ل و خاکه که م هه تا ماوم خه بات ئه که م گه ر قه ندیل و ئاگری و شیرین یه کسان که ی له گه ل روی زه مین ناتوانی واکه ی کورد نه بین هه ر کورد بوین و هه ر کورد ئه بین اغلب شگفت انگیز بود. حتی بدون گریمهای رنگارنگ هم سخت زیبا و معصوم بودی. همه آشفتگی دختر بوتیک را لمس می کردیم . با میم مثل مادر گریه کردیم و بی امان تشویقت کردیم.. اما تو رفتی تا شانست را روی فرش قرمزهای هالیوود تجربه کنی اینجا با تو بی مهری شد و رسم جدید کنترل های بی امان شامل تو نیز شد و تو جلای وطن کردی و ما باز هم تشویقت کردیم. نماینده هنر جهانیمان کنیم. اما در دل نگران بودیم . نگران بازار سکه پرست هالیوود که رقابت را برایت سخت می کرد. نگران سبک هنرت که شرقی بود و ملموس برای ما نه آنها. نگران میم مثل مادر... نگران "گیس بریده" به عنوان کسی که هنرت را تحسین می کرد و به عنوان عضوی از مردمی که با تشویق های بی امانشان اوج گرفتی من از قلب شهر تهران برایت می گویم. برهنگی خوب نیست گلشیفته. بدیش زن و مرد نمی شناسد.. مگر غیر از این است که اولین ثمره خوردن میوه و آگاهی پوشیدن عورت بود؟؟؟؟ ما آدمیان هزاران سال است آموخته ایم لباس ، گستاخی تن برهنه را می پوشاند ، لباس ، زیبایی را بر اندام می پوشاند ، لباس ، حرمت خصوصی ترین حریمهای انسان است که در معرض خصلت های حیوانی قرار نگیرد. راست می گویند فیلم خصوصی بازیگر و دختر "گیس بریده" حقیقت تلخ جامعه ماست. اما من هنوز نفهمیدم چه چیزی در فرهنگ غربی است که یکسره خوب است که فرهنگ شرقی را یک سره بد کرده . چرا یک رفتار غربی قابل نقد نیست و یک سره قابل دفاع اما فرهنگ شرق که حرمت انسان را در برهنه نبودن می داند حتی در حد یک نقد دیکتاتوری! و بعد به عنوان کسی که حق نقد محترمانه یک "عمل اجتماعی" را دارد. به تو می گویم خارج از تمام این هیاهو و تشویق وترغیب ها و تهدیدها مثل. تحمیلهای نامانوسی که سالیان زیادی ست که بر فرهنگ سرزمین ما می شود تو هم در این فرهنگ هضم می شوی . و دیر یا زود هم این اتفاق فراموش می شود اما برهنه نبودن در جایی که برهنه بودن عادی است هنر است... . کودکی که می داند دستان پینه بسته پدرش تن فروشی خواهرش و گریه های مادرش از بی پولیست در مدرسه چطور بنویسد علم بهتر است از ثروت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ " معلم شهید . فرزاد کمانگر " *********************************** شنیدم تا چند روز دیگه قراره یکی از افرادی که تو دزدی ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ملیارد ریالی!!!!!! دست داشته اعدام کنن که البته ملت هم بلا نسبت گوشاشون مخملیه!!! گنه کرد در بلخ آهنگری*** به شوشتر زدند گردن مسگری!!!!! ************************* پ . ن : لطفا دوستان همت کنن در شمردن صفر ها یاری برسانند ما را *************************** بعدا ها نوشت! ممنون از داداش رضا که تو شمردن صفرها کمک کردن برای رضایت دوستان سرمایه دار و اینکه خدای نکرده زبونم لال تهمت نشه!!! کلمه ریال رو به انتهای عدد افزودیم! میگویند بلندترین شب سال یلـــداست برای من شبهای بی تو بودن همیشه یلـــداست! یلدا... قطعات سریع فیلم خاطرات پشت سر هم در مغزم تکرار می شوند فوران تصویر روزهای دور دهگلان کرسی توت خشک برف پدربزرگ... برف برف و بازهم برف.. سنندج انار خونه ی دایی خالد برف خنده آدم برفی شب و درخت سیب پر از برف حیاط خنده های گم شده ی من در برف فال حافظ پشت پنجره آهنگ پری کجایی حسین قوامی اهنگ الهه ناز بنان و بازم برف.. خیابان فردوسی دستهای مهربان آقاجون رد پاهای کوچیکم رو برف ساختن رد پای گربه با انگشتام خنده حالا آروم میشه تصاویر از کوچه پایین میام از کوچه بالا میرم نگاه میکنم نگاه نمی کنم و میگذرم و بی تفاوت می گذرم و گم میشم پشت بارش بی امان برف.. و تا ابد گم میشم تو بارش بی امان برف.. یه شب مهتاب یه شب مهتاب یه شب مهتاب مستیم و هشیار شهیدای شهر آخرش یه شب ماه میاد بیرون یه شب ماه میاد.. تمام راه های رفته اشتباه بوده است... یه چیز سنگین راه نفس کشیدنم رو گرفته خیلی وقته.. اما دارم مهتاب رو پیدا می کنم دوباره مهتاب شبهای خوب زندگیم رو پیدا میکنم دلم می خواد بنویسم بنویسم و به هیچی فکر نکنم دلم می خواد ذره ذره ی تنهاییامو اینجا داد بکشم خدایا کاش وسط دل این کویر بارون میومد دارم می سوزم تب دارم خدایا به دل من رحم کن.. لیلای من میگه چرا انقد روزه می گیری چون می خوام آروم بشم چون می خوام این داغی که رو دلم نشسته سرد بشه ********************* خودم میدونم دارم تاوان چیو پس میدم اما یا لطیف . یا نور . به من رحم کن ********************* دیگه کوچه های کاه گلی و خشتی یزد برام قشنگ نیستن I’m so tired of being here.. ********************* جشن نیلوفر ، شش تیر ماه ، به نیلوفرانه زندگی مبارک.. *********************************** پ.ن : تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب.. قرار است امشب دو ماهی بمیرند که دیگر سراغی ز دریا نگیرند قرار است چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از آرزوهای پیرند و بوی جهنم که آید از این شهر و مردان اینجا چه نا سر به زیرند بدون شک از ابتدا سردسیرند بعید است امسال دستان سردم بدون بهار شما جان بگیرند و یک سال دیگر گذشت و نفسهام از این لحظه های پر از غصه سیرند قدمها مردد ولی ناگزیرند دو خط موازی رسیدن ندارند دو خط موازی فقط هم مسیرند.. ************************* او که سیبی از شاخه چید ، تا بگوید: * دوستت دارم!* شرمسار عشق شد!!! **************************** پ ن : امروز عزیز به اسمونا سفر کرد خاله زهرای عزیزم روحت شاد. خیلی زجر کشیدی، راحت شدی اما چشمای به رنگ بهارت هرگز فراموش نمیشه.. له دایک بوون و مردن دا ژیان که پری ژیر ته رزه یه کی ناوه خته و منیش نه وه ی بی ئاگری زه رته شتی پیر... *********** معنی در ادامه مطلب * فصل اول * به نام خداوند بخشنده و مهربان سپاس برای خداییست که پروردگار جهانیان است بخشنده و مهربان است صاحب روز قیامت است خدایا... فقط تورو می پرستم و فقط از تو کمک میخوام (پس کمکم کن . صبرم بده . که فقط تو میدونی چه بر من گذشت و چی دیدم و چی کشیدم ..) ما رو به راه راست (راه صداقت و درستی و انسانیت و عشق) هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی (میدونم به هرکسی این نعمت رو نمیدی . ولی خدایا مثل قدیما ازت میخوام. قلبم رو برکت بده تا جایگاه عشق و محبت باشه به همه ی جهان و نفرت رو ازش دور نگه دار . نفرت اونایی که سیاهی رو یادش دادن ) نه راه آنان که به آنان غضب کردی ( و چه غضبی بالاتر از بی باوری به عشق و بی ایمانی و هوس دنیا) و نه گمراهان .. پ ن ۱ : همیشه وقتی تنها میشم وقتی دارم دق میکنم از دلتنگی و ناراحتی این سوره متبرکم میکنه نجاتم میده.. **************** * فصل دوم * چه در دل من ؟ چه در سر تو؟ من از تو رسیدم به باور تو.. تو بودی و من به گریه نشستم به خاطر تو.. خودت امروز چشمات تو چشمام بود خدااااااااااااا خودت شاهد بودی که روزه م رو با اشک افطار کردم.. خودت شنیدی صدای خورد شدن یه چیزیو که همه ی دنیا رو فرا گرفت منم شنیدم.. نذار قشنگیای دنیارو از یاد ببرم نذار ایمانم ضعیف بشه *مانگه شه و* خانم باید همیشه یادش بمونه که وظیفه ش روشنایی دادن به شبای تاریک اطرافیانشه.. ******************* * فصل سوم * رمان کوری رو بالاخره تموم کردم کوری معنویت اونایی که چشم ظاهرشون خوب کار میکنه اما ناتوان شدن از دیدن خوبیای باطنی اونایی که همش دنبال ظاهر و مادیاتن و خوشگلی اونایی که خودشونو گم کردن یادشون رفته همه ی ارزش انسان به اینه که روح خدا در او دمیده شده یا مسیح چقدر دلتنگ ارزش های فراموش شده ی تو ام هر روز همه ی هم باورانت به صلیب کشیده میشن و زجر واقعیه تو از دیدن اینه.. ******************* * فصل چهارم * در پایان زندگی من از نو شروع میشه بعد از مرگ آدم باید متولد بشه.. منم یه چیزایی رو از دست دادم به خاطر یه چیز ارزشمند حالا که اون ارزش از بین رفته باید بگردم دنبال بقیه ارزش های زندگیم که از دستشون دادم یا گمشون کردم یا هرچی دنبال آرزوهام و دنبال ریما.. و شاید مدتی همه ی عزیزانم از من بی خبر باشن مدتی میرم پی کارم تا بتونم زندگیم رو دوباره بسازم به قول لیلا میرم تو فرجه زمان میخوام هراز گاهی میام یه سر به وبلاگ میزنم اگه خیلی دلتون تنگ شد که بعید می دونم برام پیام بذارید همین جا چون نه ایمیل باز میکنم نه میرم یاهو بدرود اينجا ايران يه گربه هفت هزار ساله كه زندست تا وقتي كه نفت خام داره اينجا چهار فصل ولي تو دل مردمش فقط برف زمستون سرمايه داره اينجا آينه ها تورو به تو نشون نميدن ببين همين گربه منو به كجا كشونده ميگم: مردم همه توي روياهاشون قدم ميزنن تقدیرو واسه هميشه رقم ميزنن اينجا چوبه ي داره تنبيه انحراف واژه تظاهره معني احترام اينجا ابرو سيبيل دست بچته چيزي كه دستت و بگيره دست حسرت اينجا دين من توجيه كثافت كاريه منه تو يه مجرميو حكم اسارت دادي به تنت خيلي دوست داري بشنوي از اين بشر خواهرروسري سرت كن كه من تحريك نشم اينجا صف اول نماز پست و مقامه علم و تجربه رو از بين برده روابط اينجا ريش بزار يقه ببند كارت رو غلتكه خنجرو غلاف كن بشو وارد تو مهلكه اینجا گفتن حـقـيقـتم جواز نداره انقدر مشكل داري كه واست حواس نذاره اينجا بچه ي 10ساله قــمه به دسته مرزه غرب زدگيه حالا زده به نسل اينجا خاك اجداد منه ايـــران من داره هــر روز بازم ميشه ويرانه تر چرا عادت داري بالا سرت شلاق باشه وقتي ستاره اي نداره تو شب هات اره مي نويسم با خون مردم بي ستاره مي نويسم از جووني كه زندان و پيشه داره مي نويسم عاقبت ما ها در به دريه انجا ايران گربه قلب زمينه اينجا زندگي نمي كنن نفس مي كشن همه خون برادرو از رو هوس ميچشن اينجا مادر بزرگامون قصه نميگن اخه بچه ها ديگه ته قصه رسيدن اينجا منت و به تلاش ترجيح ميدن سر صندلي تو مترو هم درگير ميشن اينجا گوش هاي مردم شعار پرستن به هم ميگن پيدا نميكني تو هارتر از مــن تفريح سالم جوون ها سيگاريه دخترو زمين زدن از روي بيكاريه اينجا ايران و از بالا خوشگله همــين توش كه مياي يه چيزايي هست مشکله نگی اينجا جاي بحث هاي سياسي فقط توي تاكسيه مهندس مملكتم پشت دخل واكسيه اينجا نابـغه هامونم همشون بورسيه تو غــربن نخوانم برن مجبورن راضي بشن قـلبن اينجا هر كي به خودش ميگيره ژست سرباز ديگه پرندهامونم ندارن حس پرواز اينجا واسه خودش هر كي داره قبله اي كسي فكر تو نيست تا وقتي زنده اي كنار راه راست هزار تا بيراهه هستش اينده اي نداري چون ايران بيماره نسلش تا بخواي بجنبي پشتي ها زيرت ميكنن خيلي راهت سختي ها پيرت ميكنن چشم هاي منه بازم ميشه از غم خيس قلم و ميندازم زواري تو دست نيست فقط با رفتن راه ميشه به جایي رسيد اينجا واسه رسيدن راهي جز رفتن نيـــــست . . . ***************** پ ن : دیگه چی بگم..؟! یه اتاقی باشه گرمه گرم. . . . روشنه روشن. . . . تو باشی ، منم باشم. . . . کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید. . . . تو منو بغلم کنی که نترسم . . . . که سردم نشه. . . . که نلرزم. . . . تو تکیه کردی به دیوار. . . . منم بهت تکیه کردم. . . . تو دستاتو دورم حلقه کردی. بهت میگم چشماتو می بندی؟ میگی آره! بعد چشماتو می بندی. . . . بهت میگم برام قصه میگی تو گوشم؟ . . . . میگی آره! بعد شروع می کنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن. یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمیشن. . . . می دونی؟ می خوام رگ بزنم. . . . رگ خودمو. . . . مچ دست چپمو. . . . یه حرکت سریع. . . یه ضربه ی عمیق بلدی که؟ ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم. . . . تو چشماتو بستی. نمی دونی من تیغو از جیبم در میارم. . . . نمی بینی که سریع می برم. . . . نمی بینی که خون فواره می زنه رو سنگای سفید. . . . نمی بینی که دستم می سوزه و من لبم رو گاز می گیرم که نگم آخ! که چشاتو باز نکنی و منو نبینی. تو داری قصه میگی. دستمو می زارم رو زانوم. . . . خون میاد از دستم می ریزه رو زانوم و از زانوم روی سنگا قشنگه مسیر حرکتش. . . قشنگه رنگ قرمزش حیف که چشمات بسته اس و نمی تونی ببینی. . . تو بغلم کردی. . . می بینی که سرد شدم. . . محکم تر بغلم می کنی که گرم بشم. . . . می بینی نامنظم نفس می کشم. . . . تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت. می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی بیشتر سرد میشم. . . . می بنی دیگه نفس نمی کشم. . . . چشماتو باز می کنی می بینی من مردم. . . . می دونی؟ من می ترسیدم که خودمو بکشم! از سرد شدن. . . . از تنهایی مردن. . . . وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم. . . . مردن خوب بود ، آروم آروم . . . گریه نکن دیگه! . . . من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم دلم می گیره ها!. . . . بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی. . . . گریه نکن دیگه خب؟ . . . دلم می شکنه . . . . دل روح نازکه. . . . نشکنش خب؟ ************************ پ ن : منبع:elhamnaz.blogfa.com آوازهای رنگی خود را ز سر بخوان با برگ های قهوه ای و سرخ و زرد خویش نقش هزار پرده ای از بادها بکش لختی درنگ کن از سطر سطر دفتر یادم عبور کن با من خاطره ها را مرور کن تو یادگار عمر به تاراج رفته ای در روزهای خاطره انگیزت پیچیده عطر کودکی و نوجوانی ام من دکمه های لباسم را با دست های تو می بندم در کوچه های خاطره انگیزت دنبال عمر گمشده ام می گردم.. **************************** چقدر دلتنگ آن روزها هستم چقدر هوای کوچه های کودکی ام رو دارم چقدر دلتنگ چیزهایی هستم که داشتم و عطرشون رو حس نکردم چشمانم را می بندم و در خیالم به هر سو میدوم این طرف شهر آن طرف شهر آآآآآآآآآآآآآآآآآآآه سنندج تو بهشت روی زمینی این را بی اغراق می گویم تو زیبایی صدای خنده های کودکانه ام زیر درخت سیب رنگارنگ زندگی ام را پر کرده اسرا هر سال برگ های رنگی اش را می خواست تا خشک کند دلتنگ روزهای پاییزی عمرم در کویر خشک میسوزم... متن ترانه ای که شاهین نجفی خونده در رثای * فرزاد کمانگر * معلم دلسوز و مهربان کرد و فعال حقوق بشر که به ناحق بالای دار رفت... در ادامه مطلب نامه ی فرزاد کمانگر به شاگردانش هست بر باد از دست رفت این دریا * دریا بنال پای کوه دریا دو شعر از شیرکو بی که س پیانو پ ن: من دیوانه وار صدای پیانو و ویولون را دوست دارم *********************** قطره قطره ******************** پ ن: زمهریر ذهن واژه ی عمیقی ست.. سلام بعد از مدت ها اومدم که آپ کنم قبل از هر چیز از نظراتتون بی نهایت ممنونم و ممنون که به یادم بودید سال نو رو به شما و تولدم رو به خودم تبریک می گم امسال من واقعاْ متولد شدم --------------------------------------------------------------- شعری که می خونید ترجمه ی یکی از اشعار شیرکو بیکه س هستش که شاعر بزرگ کورد زبانه. به نام ویرانه. حقیقتا شاعر بزرگیه و اگر ترجمه ی شعراشو بخونید ضرر نمی کنید. واسه آشناییتون با این شاعر بزرگ کوردستان زندگینامه ش رو در ادامه مطلب قرار دادم. ویرانه واژه را كاشتیم برای آنكه در دشتها فردا بروید! واژه را با باد درآمیختیم تا در آسمان حقیقت پرواز كند! شعر را ركاب سنگ كردیم تا در كوهها تاریخی نو قیام كند! امّا دریغا...دریغ! دشتها را چنان برگی سوزاندیم آسمان را قفس كردیم و كوهها را ترور... بدینگونه شعر نیز اینك به ویرانهای سوخته مبدل شده است سلام خیلی وقت بود آپ نکرده بودم خیلی موضوعات بود حسش هم بود مثلاْ اینکه مهندسی صنایع میخونم یا اینکه ۷ نفر رو در تظاهرات عاشورا کشتن یا اینکه بالاخره خبری گرفتم از پوپورک و میدونم خیلی خیلی به من نزدیکه ولی نمیشه دیدش و اینکه هر شب واسه همه دعا می کنم واسه لیلا و او و واسه لیلای بچگی هام که اون روز یه دختر فارس اومد مغازه و کار تایپ داشت و از قضا هم سنم بود و قیافش عین همون لیلا و شمارشو داد و گفت اسمش لیلاست... همه ی اینها رو می شد در وب گفت و اینکه کتاب انجمن شاعران مرده رو خریدم توش عکس هم داره!! من یه عالمه حرف داشتم اما با وبم و با خودم و با جهان قهر بودم الان آشتی ام اما روم هنوز به قدر کفایت باز نشده که بتونم بنویسم واسه داش رضای تبریز و ریمای من و او واسه داش رضای شیراز و راض واسه نیلوفرانه ی زندگیم واسه داداش وحید و یه عامله واسه آنجل و فرحناز عزیزم در یزد واسه یه موجود بد! واسه همه دعا می کنم شما هم دعا یادتون نره که محتاجم تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به خاطردود لاله های وحشی پل الوار- شاعر فرانسوی **************************************************** پ ن: این رو در مدار صفر درجه حبیب پارسا می خوند برای سارا.. فیلم زیبایی بود.. عشق زیبایی بود.. پ ن۲: تولدت مبارک پارسای کوچولوی بی گناه من.. پ ن۳:تولد امام رضا مبارک ۸/۸/۱۳۸۸ **************************************************** برای دوستان راهنمایی نمونه دولتی ابرار امروز رو یادم بود... ساعت ۸ تا ۸ اما هیچکدومتون نبودید یکی همدان یکی تبریز یکی تهران و از دوتاتون هم بی خبرم گمونم سنندجید من به یادتونم و امیدوارم همیشه شاد باشید و موفق ********************************************* یه مادر به دعای خیرتون احتیاج داره براش دعا کنید برای راض و رضا هم همیشه دعا کنید. چی می مونه توی دنیا، غیر یه بدی یه خوبی دو تا گلدون، یه گلاب پاش، یه کتاب رو رحل چوبی مشت یاسی که می ریزی روی جا نماز مادر گل مریمی که روزی، روی سنگی می شه پر پر توی آئینه نیگا کن، می گه فرصتی نمونده می گه خوش بحال اونکه، آیه های عشق و خونده می گه می شه این بیابون پر شه از گل محبت بدی رو می شه رها کرد، می شه خوبی بشه عادت
می شه بارون شد و بارید روی خوشه های گندم می شه خورشید شد و تابید، تو شبای سرد مردم پاشو کوله بارو وردار، روبروت باغ بهشته نکنه یه وقت بمونی، بگی حکم سرنوشته خوب من چشمات و وا کن، روبروت آبی دریاست روبروت غرق ستارست، شهر خورشیدی فرداست ****** پ ن : توی این ماه مبارک از خدا خواستم برکتم بده خدا ازم خیلی چیزاشو گرفت امتحانم کرد که ببینه لایق برکت هستم یا نه میدونم خودش کمکم کرد اما من سربلند شدم غریبه و آشنا حلالم کنید حلالتون میکنم پ ن ۲: ثمره کمالی گفت خدا به اونایی که دوسشون نداره هرچی بخوان میده چون نمیخواد صداش بزنن حالش ازشون به هم میخوره اما اونایی رو که دوست داره کاری میکنه همیشه صداش بزنن خداااااااااااااااااااااااااا تو یکی از این بخش های خیابونی زندگیم بودم داشتم فکر میکردم که چه بد بختم هیچ دانشگاهی خوابگاه نداره.. یهو وارد خیابون سیروس شدم یه جمعیت دیدم به چه عظمت! منتظر کار.. همشونم یه نایلون دستشون بود که لباس کارگری توش بود یه وانت اومد و گفت ۳ تا کارگر میخوام ۴۳ تا کارگر سوار وانت شد!! همدیگرو هول دادن تا اینکه یه پنج شیش نفری موندن چشمم به یه بچه افتاد که محکم نرده های وانت رو چسبیده بود که هلش ندن پایین که البته هولش دادن و افتاد پایین! از پیر مرد شصت هفتاد ساله بود تو صف تا میانسال و نوجوون و حتی بچه ی ده یازده ساله.. -------------------------------------------------------------------- داشتم از کنار پارک رد میشدم به این فکر میکردم که چرا هیچکدوم از دانشگاها خوابگاه ندارن ۴ تا بچه راهنمایی دیدم داشتن قلیون میکشیدن ظاهرشونم زیاد خوب نبود تعجب کردم رفتم جلو تر ... دو تا بچه به زور کلاس پنجم میشدن داشتن سیگار میکشیدن و میخندیدن..! پدر اون بچه ها کجا بود ادبشون کنه؟ لابد تو خیابون سیروس تو صف کارگری... چه دنیای زشتی.. -------------------------------------------------------- تو خیابون فردوسی بودم به این فکر میکردم که چه بد بختم چرا هیچ دانشگاهی خوابگاه نداره یادم افتاد مادرم گفته بود مرغ بخرم خریدم یه زن اومد کنار دستم رو به صاحاب مغازه کرد و یه کم من و من کرد. بعد گفت آقا فقط بال خالی میفروشید؟ صاحب مغازه گفت آره خواهرم چند کیلو بدم؟ یه پونصدی!در آورد و گفت هرچقدر با پونصد تومن میشه مرد گفت برو خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه با خودم فکر کردم اگه خواهرخودشم بود واقعا همین کارو میکرد اون مرد؟ شوهر اون زن کجا بود که خفت زنش رو ببینه؟ لابد خیابون سیروس تو صف کارگری.. چه دنیای زشتی -------------------------------------------------- فرداش که قضیه از یادم رفته بود بازم به بد بختیه خودم فکر میکردم و اینکه چرا هیچ دانشگاهی خوابگاه نداره.. اما دو تا از همون کارگرارو دیدم سر ساختمون رو به روییمون لباسا رو از نایلون در آوردن مثل لباسای تنشون بود پاره و رنگ و رو رفته... فرقی نداشت.. چه دنیای زشتی ---------------------------------------- لازم ندیدم رو این پست نظر بدید روزاي خوبت بگو کجا رفت تو قصه ها رفت يا از اينجا رفت انگار که اينجا هيچکي زنده نيست گريه فراوون وقت خنده نيست گونه ها خيسه دلا پاييزه بارون قحطي از ابر ميريزه همه عزادار سر به گريبون مردا سر دار زنا تو زندون انگار که شبه هر روز هفته از هر خونه اي عزيزي رفته همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثل شب شبا سوت و کور نه تو آسمون نه رو زمينيم انگار که خوابيم کابوس مي بينيم نوبت ميگيريم گيج و بي هدف واسه مردن هم بايد رفت تو صف روزا و شبا اينجور ميگذرن هرجا که ميخوان مارو ميبرن آخه تا به کي آروم بشينيم حسرت بکشيم گريه ببينيم ... ------------------------------------------------- یه عزیزی گفت صدای مرحوم هایده رو دوست داره بعدا من هم که به ترانه هاش گوش دادم فهمیدم واقعا زیبا میخونه روحش شاد... تصویر از مجسمه میدان آزادی سنندج من هم می خوام دنیا رو پر کنم از عطر یااااااس... ------------------------------------------------------------- پ ن : برای یک بار هم که شده رپ های یاس رو گوش کنید واقعا زیبا میخونه من اولین بارم بود که گوش دادم.. یاس یه روح سرکشه.. پ ن :یه شاپرک رو پیدا کردم که خیلی زیبا فکر میکرد. اونم بزرگ بود.. پ ن : دعا کنید لیلا ی من ! به آرزوهایش برسد






ئازادی ده که ین به رێباز
بؤ داد په روه ری به نیاز
بؤ خه بات ده که ین با نگه واز
ئیمه ین هه مو ده که ین نه فره ت![]()










![]()

گفتیم حق توست که پیشرفت کنی. گفتیم حق ماست که تو را 
حالا به عنوان کسی که همیشه حق انتخابت را محترم می شمرد
این قاعده فقط دینی نیست؛ این تجربه هزاران ساله بشریت است. 
ما از عمق خصلت های انسانی فطری مان حیا داریم و لباس جامه حیا بر تن می پوشد.
حالا گلشیفنه من به عنوان کسی که تو را با هنرت می شناسد
خیلی بعید می دانم که این اتفاق جامعه چند پاره ما را تکان بدهد ![]()
![]()

![]()

ماه میاد تو خواب
منو میبره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه
اونجا که شبها پشت بیشه ها
یه پری میاد ترسون و لرزون
پاشو میزاره تو آب چشمه
شونه میکنه موی پریشون
ماه میاد تو خواب
منو میبره ته اون دره
اونجا که شبها یکه و تنها
تک درخت بید شاد و پر امید
میکنه به ناز دستشو دراز
که یه ستاره بچکه مثل یه چیکه بارون
به جای میوه اش سر یه شاخه اش بشه آویزون
ماه میاد تو خواب
منو میبره از توی زندون
مثل شبپره با خودش بیرون
میبره اونجا که شب سیاه تا دم سحر
شهیدای شهر با فانوس خون جار میکشن
تو خیابونا سر میدونا
عمو یادگار مرد کینه دار
مستی یا هشیار خوابی یا بیدار
خوابیم و بیدار شهیدای شهر
از سر اون کوه بالای دره
روی این میدون رد می شه خندون![]()

![]()

![]()
تمام فصولی که می آید امسال
شب سرد و بی انتهای زمستان![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

از من فردا چی می مونه بر جا * اگه نخونم و نگم از تو فرزاد
وقتی قلم کم میاره پیش وصف تو * وقتی هر چشمی مست از رسم تو
من و ببخش ببخش مردآهنکوه * به عزم جزم رزمت،مرگ تو-
میشه شروع شکوفه گل بر دار * تو سر بالا رفتی پای چوبه ی دار
وقتی خوف میندازه تو دل کفن تو * حتی می ترسن پس بدن جسدتو
دیگه چی مونده چیزی واسه از دست دادن * رفیق کوه و کتاب کمانگر
بر سر نمی زنم ووقته مرثیه * نیست و سرم پر خشم و ارثیه-
جز اشک و بدن سفیدت تو خاک * جز چشمِ کُرد و کُردی چشمات
جز تفنگی که تو دست تو قلم بود * اونا تفنگدار بودن و تو قلمدار
فردا فرزاد از داری که تو رو- * بالا کشید و فردا هم فرزادهارو-
می کِشه تو آسمون و هر شب ستاره * یه فرزاد و حامله میشه دوباره
قسم به اسم تو که هک شده رو قلبا * قسم به بغض مادرت فرزاد
اگه نگیرم انتقامتو فردا * بزار اسم و رسم من بره بر باد
:ادامه مطلب:![]()
ناگهان
پرستوهای جان شاعران جهان
پرواز کردند،
چرخی زدند
و بعد به آرامی
فرود آمدند
و در صندوقی نظر کرده آرام گرفتند.
امروز به آن صندوق
پیانو میگوییم.
**********************
باران مینویسد: گل
نم به نم
دو دیده من مینویسد: تو!
چه سال پر باران غریبی
چه اندوه دست و دل بازی
که این گونه
سنگ به سنگ
سرم را میشکند، شکوفه میکند
و برگ به برگ
سرانگشتان مردهام را میتاسد، سیاه میکند.
و خود همچون گیاهکی بی پناه
به باد سپرده میشوم
تا در زمهریر ذهن تو زندگی کنم، زاده شوم
![]()

:ادامه مطلب:![]()
![]()
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که اب می شود دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و
برای نخستین گناه...
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم....دوست می دارم![]()
![]()
تولدت مبارک آنجل معبد عشق![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تاسف هم نخورید
یه تکونی به خودتون بدید
یکی از اونایی باشید که این وضع رو سرو سامون میدن![]()


![]()
این ها همش دلتنگی های یه آدم خسته ست
که احساس غربت داره داغونش میکنه
با کسی دور از من که سالهاست حس میکنم
میشناسمش و انگار دارد صدایم میکند
ریما...
دلتنگم چون حس غربت بین آدمایی که برات
غریبه نیستن خیلی سخته...
هیچ کس در جهان برام غریبه نیست
حتی در اولین برخورد حس میکنم که
فقط مدتی از بخش جدا شده ی روحم دور بودم
و حالا بهشون رسیدم..
همه ی ادمها بخشی از روحم هستند..
من میخوام همه ی این بخش ها رو دوباره به خودم برگردونم
همه ی چشم بادومی ها و یا سرخپوست ها یی
که تا حالا یه دونه شونو هم ندیدم اما واقعا
باهاشون تعامل روحی دارم
و کودکان معصوم و بیچاره ای که در کودکی بزرگ میشن

و آفریقاییایی که قبل از اینکه پیداشون کنم
به خاطر گرسنگی میمیرن..
و همه ی معتادا و قاتلای جهان...
و..
همه ی آدمای به ظاهر عادی که بخش های
شگفت انگیز وجود من هستن
و میدونم تا وقتی به آن وجود متحد که
از کمترین ذره اش آفتاب پدید آمد
( به قول فروغ عزیزم که جاودانه در دلمه)
نپیوندیم هرگز روحم آرام نخواهد
گرفت..
یه بزرگی به من گفت عاشق همه ی مردم جهانه..
و الان من میفهمم..

![]()
| طراح قالب وبلاگ Pichak.net |







