تبليغاتX
انجمن شاعران مرده..!
انجمن شاعران مرده..!



کدام استقلال کدام پیروزی ...

 

توضیحات: دلم میخواد این شعر رو که

 نمیدونم شاعرش چه عزیزیه بخونید

و  احساستونو بعد از خوندنش برام بنویسید

---------------------------------------------------

حضور گم شده ی صد هزار آدم گم

حضور وحشی رنگ

طنین نعره ی مسلول و خنده ی مسموم

طنین دغدغه ، جنگ

یکی به عربده گفت : درود بر آبی

به هر کجا که روی رنگ آسمان آبی ست

به طعنه گفت کسی با غرور و بی تابی

ولی نبود آبی ، خون هیچ کس هرگز

درود بر قرمز

فضای ساده و سبز زمین ازادی

در انفجار صدای ترقه ها در دود

نود دقیقه کدورت نود دقیقه کبود...

در آستانه ی در

غریب و غمزده طفلی کنار وزنه ی پیر

به فکر سنجش وزن هزار نا موزون

و پیر مردی گنگ

تکیده،تشنه،به دنبال لقمه ای روزی

کدام استقلال؟ کدام پیروزی...؟

چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |

نیلوفرانه

 

 

نیلوفر آبی...!!

 

اگر تو نباشی نه شعر می گویم نه با ماهی ها حرف می زنم

  فقط صبح تا شب خاطرات صدف های شکسته را مرور می کنم.

  تمام این باغها، داغ ها وشقایق ها، سنجاب های بازیگوش،

 رود های پر جنب و جوش، اقیانوسهای آرام و دیوار های بی بام

 با تو زیباست...!

 اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند

 و ابرهای مهربان هم نمی توانند غباری را که بر دلم نشسته، بشویند.

 اگر تو نباشی، چه خواب باشم چه بیدار،

 حتم دارم روزگار تکه کاغذی است افتاده در گوشه ٔ خیابانی دراز

 خیابانی  که پای هیچ عاشقی به آن باز نشده است.

  اگر تو نباشی، چه در کنار پنجره بایستم،

 چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم،

 اشتیاقی برای دیدن آفتاب ندارم.

 دوری تو را -- بی تعارف و مبالغه بگویم –

 حتی به اندازه ی یک نفس کشیدن تاب ندارم...

 

------------------------------------------------------------

پ ن : تا حالا نیلوفر آبی دیده بودید ...؟

پ ن : متن رو پریشانگویی برام فرستاد که ازش ممنونم

سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 |

منو دریا...

 

تو نمیدانی ای روح بلند

آن شبی را که تو در من بودی 

زیر باران خدا ، در کنار دریا...

و صدا میزدی : ای پهنه آب

می رساند به تو هر لحظه درود

دختری  از جنسه ، نور پاک مهتاب 

نام زیبایت را میخواند هر شب

و برایت ، قصه ها می خواند در دل شب ...

- تو نمیدانی ! ای سر آغاز بزرگی ها

من در آن لحظه پر از عشق شدم

 من پر از زیبایی

 من پر از شوق رسیدن به تب آب شدم

 در دل رویاها... من چه خوشبخت شدم

 در کنار دریا...!!

 

---------------------------------------------

 

پ ن : شعر ماله خودم بود

 یه بزرگواری  جای من رفت کنار دریا و

 آرزوی قدیمیمو بر آورده کرد و سلامم رو به دریا رسوند

 ازش ممنونم و بهش مدیونم خدا ازش راضی باشه

 

--------------------------------------------------------

 

** چند سخن از سرورم جبران  خلیل جبران

 

یه روح سرکش واقعی ...!!

 

 

* وقتی وحشی گرسنه میشود میوه ای از درخت میچیند و میخورد

 وقتی متمدن گرسنه میشود  میوه ای میخرد

 از کسی که آن را از کس دیگری خریده و او هم

 آن را میخرد از کسی که آن را از درخت چیده است...

 

 * میگویند اگر برده ای را در حا ل خواب دیدی

 بیدارش مکن شاید خواب آزادی ببیند

 میگویم اگر برده ای را خواب دیدم

 او را بیدار میکنم و از آزادی با او میگویم ...

 

* روحم به من پند داد پس به من آموخت دوست داشتن

  آنچه مردم از آن نفرت دارند...

 و آشتی دادن با آنچه به آن کینه میورزند!!

 و بر من روشن کرد که عشق امتیازی

 در معشوق نیست بلکه در عاشق است...

 

دوشنبه ششم آبان 1387 |



*********************************
به هنگام غروب غمگين
دستهايم را بر محفل
نيلگون آسمان خواهم
کشيد و خورشيد را
به جشن ستارهها
خواهم برد و به دريا
خواهم گفت:با من
مهربان باش و با چوب
بلند زيتون بر شنهاي
ساحل خواهم نوشت
من تنهايم...

********************************

سانتیاگو روح سرکش

انجمن شاعران مرده...
××××××××××××××××××××

و انجمن شاعران مرده زاییده میشود در زاد روزم...
هر کس میخواد اول یک نام مستعار و دلیل انتخاب نام را میدهد
در این انجمن صرفا شعر گفته نمیشود
شعر زاییده ی خیال است هر کس تخیل خود را بیاراید با کلمه
عضو انجمن است
آن هم هر وقت عشق نوشتن داشتید...
و اندیشه های شما پس از ارسال به این ایمیل
Sokooteman.soroodast@yahoo.com
نگاشته خواهد شد در انجمن شاعران مرده...
بدروووووووود


arvah_e_sarkesh@yahoo.com


Designed By ParsTheme