|
- پدر پس این جنگ کی تموم میشه...؟
این یکی از جمله های سناریوی گلشیفته بود توی به نام پدر
میدونید چرا اینو گفتم؟
سالها از جنگ ایران و عراق میگذره اما
این جنگ لعنتی برای مردم بیچاره ی کرد
هنوزم که هنوزه ادامه داره
معلوم نیست کی باید تموم بشه این مردن ها
خون ریختن ها
قطع شدن های دست و پا...
خدا میدونه
از همه ی رنجهایی که این مردم بد بخت کشیدن
حتی از شیمیایی شدناشون
و موندن اثرات سم روی نسل اینده که بگذریم
کرد ها قومی هستن که هنوز هم درگیر اون جنگ لعنتی اند
واقعا مسئولا اینا رو نمیبینن؟
اگه نمیبینن که یا کورن که در این صورت شرایط مسئول بودن ندارند
یا خودشونو به ندیدن میزنند که در اون وجه نالایق اند برای پستشون
وقتی سالانه هزینه های هنگفتی
برای انواع موشک ها و ناو های جنگی صرف میشه
یعنی خنثی کردن زمینای کشاورزای بیچاره از مین خیلی هزینه داره؟
راستی
چند تا کودک بیچاره و معصوم دیگه باید در سوگ پدراشون زجه بزنن...؟

ناگهان ناله مرگ
می رسد از دل خاک
باز هم قاصدکی دیگر رفت
می رود تا که رسد تا به خدا
شیون کودک پاکی دیگر
که صدا زد بابا...!
***
کی شود جنگ به آخر برسد
دگر این مردم بیچاره ی من
خسته هستند خدا
***
خون آن قاصدک بیچاره
همه جا ریخته است
همه میدانند
سوغاتی مینی دگر است
همه میدانند اما
ناله ها خاموش است
و صدای همه ی مردم شهر
همه با هم مرده ست ...
--------------------------------------
متن بر گرفته از مقاله شادروان مهندس ادب بود
شعر ماله خودم بود
نیازی به گرفتن ایراد ازش نیست
مهم نفس حرفیه که میخوام درکش کنید... |